Middle of a War
فکر میکنم بیشتر بدبختی ما از این ناشی میشود که فکر میکنیم در حال زندگی کردن در یک جغرافیای عادی و تحت سیطره یک حکومت نرمال هستیم. البته که یکوقتهایی بهمان یادآوری میکنند که اینطور نیست. وقتی هرچند روز یکبار چند آدم بدون برگزاری یک دادگاه عادلانه و بیطرف اعدام میشوند. وقتی هر روز ارزش پول ملی به شکل سرسامآوری افت میکند. وقتی دختران ایرانی سالم به مدرسه میروند و روی تخت بیمارستان به پدر و مادرشان تحویل داده میشوند. وقتیکه هر تجمع اعتراضگونهای به شکل خشونتباری سرکوب میشود و فیلمهایش بیرون میآید تازه عدهای به خاطرشان میآید که انگار نه! در یک وضعیت عادی زندگی نمیکنند. اما فراموشی دوباره خیلی هم طول نمیکشد. باور کنید هنوز هم عدهای هر صبح با تصور زندگی در یک کشور نرمال از خواب بیدار میشوند. آدمهایی که کشته شدن ۱۵۰۰ نفر در یک هفته و سرنگونی عمدی یک هواپیمای مسافربری را به یاد نمیآورند. آدمهایی که سدهای خالی را نمیبینند، زیرساختهای فرسوده شده و رو به نابودی کشور را نمیبینند، خروج سرمایه را نمیببیند، دریاچهها و رود...